نکتۀ شصتم «نهاوند»
❎توجیه تناقض های گفتاری و رفتاری هنرمندان❎
با«من غنایی»،«من شاعرانه»،«قهرمان لیریک»،«شخصیت شاعرانه»یا«خویشتن غنایی»می توان دو صدایی و یا چند صدایی هایی را که ناشی از«وضعیت روانی و پیچیدۀ شاعران و هنرمندان است توجیه کرد.با این نگاه دیگر نیازی نیست به دنبال تاویل های بی جا برویم واز اهالی ذوق وهنر بت بسازیم به عنوان مثال حافظ در آن جا که می گوید:
«پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت/آفرین بر نظرپاک خطا پوشش باد»
ویا در آن جا که می گوید:
«حافظا در کنج فقر وخلوت شب های تار/تابود وردت دعا و درس قران غم مخور»
نه یهودا اسخریوطی بوده و نه مسیح بلکه هنرمندی است در نقش یهودا ومسیح ؛بنابر این همواره شاعرانی بوده اند ،هستند و خواهند بود که بهترین ستایشگران آزادی ،انسانیت و فضایل بشری اند حال آن که در زندگی خود سر سوزنی به این اصول و مبانی عمل نمی کنند.
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم/گوش بده عربده را دست منه بر دهنم»(مولوی)برداشت و خلاصۀ قهرمان لیریک از رستاخیز کلمات.ارادتمندتان:فلکی
گروه ادبیات استان همدان به سال 1386 این وب لاگ را طراحی و به علاقه مندان تقدیم نمود .