هرگز نبوده قلب من ، این گونه گرم و سرخ/هرگز نبوده دست من این سان بزرگ و شاد

********************************************************

من فکر می کنم
هرگز نبوده قلب من
این گونه گرم و سرخ

احساس می کنم
در بدترین دقایق این شام مرگ زای
چندین هزار چشمه خورشید
در دلم
می جوشد از یقین

احساس می کنم
در هر کنار و گوشه این شوره زار یاس
چندین هزار جنگل شاداب
ناگهان
می روید از زمین******




من فکر می کنم
هرگز نبوده
دست من
این سان بزرگ و شاد:



احساس می کنم
در هر رگم
به تپش قلب من
کنون
بیدار باش قافله ای می زند جرس.(شاملو)