نکتۀ شصت و پنجم «نهاوند»

❎احضار شبکه های غایب متون هنری به ویژه اشعار بسیار هنرمندانۀ حافظ،نیازمند ذوقیات و ذاتیات منحصر به فردی است،شبکه های غایب،روابط نهفته و نظام پیچیدۀ این گونه اشعار،حاکی ازناخود آگاه های شاعران دارد.دکتر شفیعی کدکنی در کتاب گرانمایۀ خود ؛یعنی رستاخیز کلمات نمونه هایی از شعر حافظ را آورده است که به این موضوع اشاره می کندو تامّلات شخصی خود را که شارحان حافظ بدان توجه نکرده اند،آورده است.ابیاتی مثل:
1)تا به غایت ره میخانه نمی دانستم/ورنه مستوری ما تا به چه غایت باشد
نکته:غایت ،علاوه بر نهایت معنی علم دارد،علمی که بر در میخانه می زده اند
2)بندۀ طالع خویشم که در این قحط وفا/عشق آن لولی سرمست خریدار من است
نکته:رابطۀ لولی و طالع از«غایب ها»یی است  که دکتر شفیعی توفیق احضار آن را داشته است.
3)در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود/کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد

نکته:برداشت روضه خوان پیر ده دکتر شفیعی از این بیت:توصیف اسارت اهل بیت و گرداندن سر امام حسین (ع) در بازار شام و...
✔️نتیجه:
احضار شبکۀ غایب متن:
⏪کار یک تن و یک نسل نیست
⏪زمان بی نهایتی می طلبد
⏪:تا آخر زمان ادامه دارد
⏪:هر متن هنری،متنی زایا و باز است
⏪استخراج حافظۀ مغفول یا ضمیر ناخود آگاه متن است
ارادتمندتون:فلکی با برداشت واقتباس از رستاخیز کلمات

خوانش،خواندگاری نهاوند


❎خوانش متن ❎: شامل متون نظم ونثر است .  درخوانش متن توجه به موارد زیر ضروری است:
  الف - رعایت آهنگ
  ب -  توجه به لحن کلام
 ج - رعایت تکیه :تکیه ، فشارآوایی است که روی هجاهای کلمه ایجاد می شود وموجب برجسته شدن هجاهای کلمه می شود.درمورد کلمات چندهجایی بایدتوجه کنیم که تغییردرمعنی کلمه می شود.مانند:سبزی (به معنی سرسبزی وطراوت)  ،سبزی(سبزهستی)
ولی(سرپرست) ،ولی(امّا)
د - رعایت مکث ودرنگ
ه - رعایت ایستگاه های آوایی : منظورازایستگاه های آوایی ، جاهایی است که سخن نیاز به قطع ووصل وکشش های آوایی دارد وبه عبارتی رعایت زیر وبم کلمات است.
لحن:
لحن یعنی آواز خوش و موزون، نوا، کشیدن صدا یا اجتماع حالت های صداهای مختلف( دهخدا). لحن نحوه ی خواندن و بیان کردن جملات است با توجه به شرایط موجود و فضای  حاکم بر جمله و کل متن. انواع لحن و آهنگ های کلی زبان فارسی را می توان عبارت از موارد زیر دانست:
خوانش متن - لحن ها
لحن ها:
1⃣⏪    لحن ستایشی: ستایش مخصوص خداست و شاعر یا نویسنده در آن خداوند را به خاطر آفرینش بی همتا، قدرت بی نظیر و الطاف فراوانش می ستاید. در این هنگام خواننده نیز باید خود را موجودی از آفریده های او بداند که تسلیم و شاکر بخشش ها و آفرینش اوست.در خوانش چنین متن هایی باید تقدس بارگاه خداوندی و صمیمیت رابطه ی بنده با آفریدگار را در نظر داشته باشیم. لحن کلام در این متن ها در عین تواضع و فروتنی کمی هم ملاطفت آمیز است اما وجه غالب آن تواضع در چهارچوب ادب و همراه با صمیمیت است.


-  1⃣⏪   لحن نیایشی: ( تضرع- مناجات- نجوای دوطرفه- درد دل – در گوش دل با ما سخن میگوید- الهام)
 در لحن چنین متن هایی باید  تضرع و اظهار نیاز به درگاه خداوند محسوس باشد. متن در نهایت خاکساری خوانده می شود. باید بدانیم که در مقابل چه عظمتی قرار گرفته ایم. انسان در این زمان خود را بسیار کوچک فرض کرده، آن چه را که در حضور دیگران نمی تواند بیان کند با آه و زاری یا شکر و سپاس بیان می کند.. هر چند آهنگ اغلب جملات افتان است در لحن نیایشی افتان بودن آهنگ جمله بسیار محسوس تر است.
اي خدا اي فضل تو حاجت روا       با تو ياد هيچکس نبود روا
اينهمه ارشاد تو بخشيده اي           تابدين بس عيب ما پوشيده اي
قطره دانش که بخشيدي ز پيش      متصل گردان به درياهاي خويش
قطره علم است اندر جان من         وارهانش از هوا وز خاک تن
                                                                    دفتر اول-1888
ياد ده ما را سخن های دقيق         که ترا رحم آورد آن ای رفيق
اين دعااز تو اجابت هم زتوست    ايمني از تو مهابت هم زتوست
گرخطا گفتيم اصلاحش تو کن      مصلحي تو ای خداوند سخن
کيميا داری که تبد يلش کني        گرچه جوی خون بود نيلش کني
                                                                      دفتردوم-692
خداوندگارا نظر کن به جود     که جرم آمد از بندگان در وجود
گناه آید از بنده­ی خاکسار             به امید عفو خداوندگار
کریما به رزق تو پرورده‌ایم         به انعام و لطف تو خو کرده‌ایم
گدا چون کرم بیند و لطف و ناز      نگردد ز دنبال بخشنده باز
چو ما را به دنیا تو کردی عزیز    به عقبی همین چشم داریم نیز
عزیزی و خواری تو بخشی و بس   عزیز تو خواری نبیند ز کس
خدایا به عزت که خوارم مکن       به ذل گنه شرمسارم مکن       (سعدی- آغاز باب دهم)


-3⃣⏪   لحن مدحی:  ( نعت و منقبت) نوشته ای است درباره ی انسان که شاعر از طریق آن ، با کوچک تر دانستن خود در مقابل ممدوح به بیان مطالبی می پردازد. مدح را می توان به چند دسته تقسیم کرد.
برای ستایش غیر خدا از جمله:  پیامبر (ص)، بزرگان دین و علم و.... متن مدحی کمی نسبت به لحن ستایشی صلابت و استواری دارد و بنا بر میزان مدح اوج و فرود می یابد.


4⃣⏪ لحن تعلیمی : این لحن که به لحن اندرزی نیز مرسوم است، تلاش می کند با گویشی آرام و آهسته، در دل شنونده نفوذ کرده و نکات خوب زیستن را به مخاطب خود القا کند. نویسنده ی این گونه متون، خود را به جای انسانی آگاه می گذارد و از زبان او که بیشتر شبیه به پدران و معلمان دلسوز است با مخاطب خود سخن می گوید.در مواردی که مخاطب پایین تر از گوینده قرار دارد کمی هم به تحکم نزدیک است.


5⃣⏪  لحن روایی داستانی: این لحن همه ی حکایات، قصه ها و داستان های دیگر را در بر می گیرد. آرام به پیش می رود و به تناسب موضوع نویسنده، می تواند الحان دیگری را هم بپذیرد.
به مجنون گفت روزی عیب جویی            که پیدا کن به از لیلی نکویی
که لیلی گر چه در چشم تو حوریست         به هر جزوی ز حسن او قصوریست
ز حرف عیب‌جو مجنون برآشفت             در آن آشفتگی خندان شد و گفت
اگر در دیدهٔ مجنون نشینی                  به غیر از خوبی لیلی نبینی
تو کی دانی که لیلی چون نکویی است      کزو چشمت همین بر زلف و روی است
تو قد بینی و مجنون جلوه ناز                تو چشم و او نگاه ناوک انداز
تو مو بینی و مجنون پیچش مو              تو ابرو، او اشارت‌های ابرو
دل مجنون ز شکر خنده خونست             تو لب می‌بینی و دندان که چونست

کسی کاو را تو لیلی کرده‌ای نام             نه آن لیلی‌ست کز من برده آرام

اگر می‌بود لیلی بد نمی‌بود                   ترا رد کردن او حد نمی‌بود               وحشی بافقی


6⃣⏪    لحن تغزلی یا عاطفی: گسترده ترین حوزه ی ادبیات است و در نهایت لطافت و ظرافت ادا می شود. در جایی که باید شدت احساس خویش را نشان دهیم، کلام کشیده و خوش آهنگ بیان می گردد. جای تکیه بستگی به مقصود خواننده دارد.


7⃣⏪   لحن حماسی: این گونه متون در نهایت صلابت، استحکام و بسیار پر طنین و پر طمطراق ادا می شود. خواننده باید بکوشد تا مخاطبش را به شجاعت وادارد و اورا به هیجان آورد. قافیه و ردیف در شعر حماسی تکیه گاه کلام است و با طنین بیشتری ادا می شود. حرف چرخشی - ر- بخصوص اگر مشدد باشد پرفشار و کوبنده تلفظ می شود. شاهنامه عالی ترین نمونه حماسه است.


8⃣⏪ لحن توصیفی:  توصیف یعنی وصف کردن  و بیان جزئیات و ویژگی ها و یا آوردن صفات و قیدهای حالت پیاپی برای چیز هایی که قرار است برای شنونده بازگو کنیم. یا استفاده از جان بخشیدن به اشیا که در این هنگام نویسنده یا شاعر همه چیز را زنده و مانند انسان می بیند و کارها و گفته ها و حرکات یا اعضای انسانی را به آن ها می بخشد. در واقع  توصیف طبیعی ترین متن خوانشی است که با رعایت سجاوندی خوانده می شود.


✔️نکته❎علاوه بر لحن های ذکر شده، می توانیم به لحن تعزیه و سوگواری،لحن طنز، لحن جد و لحن مناظره یا سوال و جواب و لحن کودکانه نیز اشاره کنیم. البته باید این نکته را در نظر داشته باشیم که به هنگام خوانش متون چه نظم و چه نثر نه تنها هر متن خوانش و لحن خاصی را به فراخور پیام و معنی طلب می کند، بلکه هر بند و حتی هر جمله و هر واژه( به لحاظ بار معنایی که دارد) لحن خود را دارد و ممکن است در یک شعر یا متن به تناسب انواع و اقسام لحن ها به کار گرفته شود.(علیرضا مجیدی کدکنی)

نکتۀ شصت وچهارم «نهاوند»

❎خویشتن غنایی(lyric self)زیر مجموعه هایی دارد که با توّجه به حال و هوای شاعر و نویسنده متغیّر است ،این «من شاعر»،«من مخصوص»،«من غنایی»تابعی از وضعیت روانی و پیچیده ای دارد که شاعر یا نویسنده خودآگاه یا ناخودآگاه خواسته و یا ناخواسته درگیر آن می شود،گاهی خود را در این کرۀ سرگردان غریب و بی کس و تنها می بیند،گاهی با اعترافات رنج آور و تاسف بار خود را تخلیه می کند،گاهی آه و ناله سر می دهد،زمانی به دنبال کنج دنجی،مفری،مکانیسم دفاعی ؛یعنی دل خوشی های گول زنک است.دو صدایی ها،چند صدایی ها شاعران و نویسندگان محصول این «من هاست»که پشت همه چیز می ایستد و پشت هر چیزی که شاعر انجام می دهد و در تمام آفریده های او حضور دارد،اثر بخش ترین لحظه های ناب شاعرانه آن گاه است که بین «من غنایی»،«متن غنایی»،«مخاطب غنایی» پیوند عاطفی شدیدی برقرار می شود. وایصال و رسانگی به وجود می آید.یکی ازجنبه های مثبت این پدیده «شعر درمانی» است،آهنگ ملایم و دلنوازی است که جان ها را شاداب و سرزنده نگه می دارد این من ها را می توان فرصت سبز حیات برای « آب تنی کردن درحوضچۀ اکنون» دانست.من های شاد،آرامش بخش،مشتاق،عاشق ،امیدوار،خوش بین،مثبت اندیش ،افتخار آمیز،با اراده و ... ولی باید از من های حسود،غمگین،مشوّش،متنفر،مغرور،خشمگین،شرم آور،ترسو ،ناامید ،پوچ و ... که در قهرمان لیریک متبلور می شود،گریخت.(برداشتی آزاد از رستاخیز کلمات دکتر شفیعی)ارادتمندتون:فلکی