نکتۀ شصت و هشتم «نهاوند»

شاعران ایرانی ادبیاتِ غناییِ فارسی را به یک میخانۀ پهناور تبدیل کرده‌اند که ابعادِ آن به اندازۀ طول و عرضِ تاریخ و جغرافیای ایران، در هشتصد سال گذشته، است. بدون هیچ تردیدی اگر «شراب» و دیگر عناصرِ مربوط به آن را از ادبیاتِ غنایی و عرفانیِ فارسی حذف کنیم، بخشِ مهمی از زیبایی و لطافت و عمقِ آن از بین می‌رود. خمریه‌های زیبای رودکی و منوچهری و توصیف‌های زیبای نظامی گنجوی از مجالس بزم و شادخواری از بخش‌های ارزشمندِ ادبیات فارسی هستند و استفاده‌های عارفانی مانند عطار و مولانا از شراب نیز در نوع خود بسیار جالب هستند و سرانجام حافظ است که با استفادۀ بسیار گسترده و عمیق از شراب و به کار گرفتنِ آن در معانیِ نمادین شراب را در ادبیات غنایی ایران تثبیت می‌کند و آن را به یکی از ابزارهای بی‌بدیل شعری تبدیل می‌کند.(دکتر ایرج شهبازی)
****************************************************

در ادامۀ  متن دکتر ایرج شهبازی باید عرض کنم که«شراب» در شعر عرفانی  یک موتیف است که به صورت استعاره یا نماد جلوه گری می کند؛مثلاً،واحدهایی از قبیل:خورشید،آفتاب،خاتون بکر،مهوش آتش لباس،آتش مذاب،بسّد گداخته و...استعاره از «می» هستند.«خاقانی در شش بیت ،نه استعاره برای «شراب »آورده است:1)سرمستم وتشنه آب درده/آن آتش گون گلاب درده 2)در حجلۀ جام آسمان رنگ/آن دختر آفتاب در ده3)یاقوت بلور حقّه پیش آر/خورشید هوا نقاب درده4)آن خون سیاوش از خم جم/چون تیغ فراسیاب درده5)تا زآتش غم روان نسوزد/آن طلق روان ناب در ده6)تا جرعه ادیم گون کندخاک/آن لعل سهیل ناب دردهــــــــــــــــــــــــــــتصویر نمادین شراب به گونه ای دیگر است؛همان گونه شیخ محمود شبستری سروده است:1)شراب بی خودی درکش زمانی/مگرکز دست خود یابی امانی 2)بخور می تا زخویشت وارهاند/وجود قطره با دریا رساند3)شرابی خور که جامش روی یار است/پیاله چشم پاک باده خوار است4)شرابی را طلب بی ساغر و جام /شرابی باده خوار ساقی آشا
 
5)ز رویش پرتویی چون بر می افتد/بسی شکل حبابی بر می افتد6)جهان جان درو شکل حباب است/حبابش اولیایی را قباب است7)همه عالم چو یک خمخانۀ اوست/دل هر ذرّه ای پیمانۀ اوست(با تلخیص و تغییر) بلاغت تصویر،دکتر فتوحی ــــــــــــــــارادتمند فلکی

 

نکتۀ شصت و هفتم «نهاوند»

✅استعاره
استعاره بر سه قسم است:

1)بلاغی

2)دستوری

3) مفهومی،محوری،اصلی

✔️استعاره های بلاغی نیز بر چند دسته تقسیم می شوند که یکی از آن ها «استعارۀ مصرّحه »است

✔️این نوع استعاره به چند شکل می آید :

1)یک تکواژی

2) چند تکواژی

✔️یکی از اقسام استعارۀ مصرّحۀ چند تکواژی ،ترکیبات اضافی و وصفی است

✔️برخی از ترکیبات اضافی که خود اضافۀ استعاری یا اضافۀ تشبیهی اند ؛استعارۀ مصرّحه یا مشبه به باقی مانده از یک تشبیه اند

اینک چند مثال برای استعاره هایی که به صورت اضافۀ تشبیهی آمده اند:

1)وزان پس مهر لولو بر شکر زد/به عنّاب و طبرزد بانگ برزد=مهر لولو:دندان(خسرو وشیرین)

2)در این سیلاب غم ما را پدر مرد/پسر چون زنده باشد چون پدر مرد=سیلاب غم:دنیا(همان)

ارادتمند:فلکی