نکتۀ پنجاه و سوم «نهاوند»

🍀برگ هایی از شعر فارسی🍀✅🍀عوامل زیادی چون روان شناختی،جامعه شناختی،زیبا شناختی و...در تحوّلات شعر تاثیر زیادی داشته اند.🍀✅🍀قالب هایی چون قطعه،غزل،ترجیع بند ،ترکیب بند،انواع مسمط و...محصول دگردیسی «قصیده است.🍀✅🍀سیر تحوّلات شعر فارسی به سوی آزادی و تنوّعات شعری گرایش دارد🍀✅🍀فراوانی اوزان عروضی و زحافات آن ها که بالقوه به بی نهایت می رسد،گسترۀ وسیع و بی نهایت آشنایی زدایی ها و دامنۀ نامحدود آرایه های ادبی از دلایل تحولات شعر و قالب های شعر است.🍀✅🍀اکثر نوآوری های شاعرانه از آن کسانی است که خود خالق شعر هایی در قالب پیشینیان بوده اند؛مثلاً ،نیما حدود 25 مثنوی، 46 قطعه،29 چار پاره ،593 رباعی،4قصیده،5غزل و چند شعر مسمّط گونه سروده است.(با تغییر و تصّرف از سنت و نوآوری در شعر فارسی)ارادتمندتون:فلکی

نکتۀ پنجاه ودوم «نهاوند»

اگر اشعار و آثار ادبی را یک نظام بدانیم می توان چند حالت برای آن ها در نظر گرفت:1✅⬅️)این نظام گاهی با نظم همراه است.مثل شعر حافظ✅⬅️2)گاهی از نظم جداست.مثل شطحیات صوفیه ،بایزید وار و حلّاج گونه ✅⬅️3)گاهی نظم هست ولی نظام نیست.مثل:صدهزار بیت قاآنی،چند کتاب پر از شعر فتح علی خان صبا✔️نکته:منظور از نظام همان مفهوم پیچیده و دشوار یاب جمال شناسانۀ اثر است نه به معنی نظم؛بنابر این شعر نشایدش خواندن از در معنی/هرچه به صورت مردّف است و مقفّی/شعر ناگفتن به از گفتن که باشد نادرست و یا:نر دبانی بلند دارد شعر/بر شدن سوی بام دشوار/پله های نخست آن آسان /کار هر ساده لوح بیکار نیست.با اقتباس و تغییر و تصرف و تلخیص از:موسیقی شعر و با چراغ و آینه از دکتر شفیعی کدکنی ،سنت و نو آوری در شعر معاصر :دکتر قیصر امین پور

نکتۀ پنجاه و یکم «نهاوند»

✅🍀تصدیر🍀✅
همان گونه كه   بسيارى از آرايه هاى ادبى انواع و اقسامى دارند براى "تصدير "هم  

مى توان انواعى در نظر گرفت.

١-تصدير كامل:تصديرى كه اوّلاً واژه هاى تكرارى درست در آغاز مصراع اوّل و پايان مصراع دوم عيناً از لحاظ لفظ و معنى تكرار مى شوند.

مثال:عبهر چشمش گرفته سرخى لاله/لاله رويش گرفته زردى عبهر(مسعود سعد)

٢-تصديرهايى كه واژه آغازين مصراع اوّل با آخرين واژه مصراع آخر جناس تام دارد.

مثال:نگار است رخسارۀ من زخون/ز هجران رخسارۀآن نگار(رشيد وطواط)

٣ -تصدير هايى كه در آن ها واژه هاى تكرارى  يا در مصراع اوّل يا در مصراع دوم يا در هردو دقيقاً در آغاز يا پايان مصراع نيامده اند:

مثال:طيران مرغ ديدى تو زپاى بند شهوت/به در آى تا ببينى طيران آدميت(سعدى)

چه نماز باشد آن را كه تو در خيال باشى/تو صنم نمى گذارى كه مرا نماز باشد(سعدى)


نكته:در كتاب آرايه هاى ادبى سال سوم در باره اين آرايه فقط به اين مطلب اشاره شده است كه"اگر واژه اى در آغاز يا پايان بيتى تكرار شود آن را تصدير مى نامند."

✔️ارادتمندتون :فلكى،منتظر ديدگاه هاى ارزندۀهمكاران عزيز هستم.✔️