گزارش دومین جلسۀ گروه زبان وادبیات فارسی «نهاوند»

با عرض سلام و احترام دومین جلسۀ گروه زبان وادبیات فارسی نهاوند در بعدظهر دوشنبه 95/1/30 در پژوهشگاه معلم برگزار گردید.سخنرانان

 

1)غلام حسین فلکی ،موضوع(ادبیات و التذاذ ادبی)،گزارش کار ،توصیه های مهم برای برگزاری امتحانات

 

2)آقای ارسلان سیف ،موضوع:مسائل آموزشی

 

3)آقای ناظری ،رئیس متوسطۀ دورۀ دوم ،موضوع،نحوۀ سازماندهی دبیران

خانم مهتاب قاسمی دبیر زبان و ادبیات فارسی «نهاوند» موّق به  کسب رتبۀ دوم شد.

با عرض سلام و احترام خدمت همکار گرامی و فرهیخته ،خانم قاسمی ،دبر زبان و ادبیات فارسی «نهاوند»احراز رتبۀ دوم استانی را در جشنوارۀ مجازی الگوهای برتر تدریس به شما و خانوادۀ محترمتان تبریک عرض می نمایم .توفیقات و موفقیت های روز افزون حضرت عالی را از خداوند مناّن برایتان مسالت می نمایم.

پس بد مطلق نباشد در جهان(مولوی) کاری از «نهاوند»

⬅️حکایتی از باغ سبز عشق«دفتر چهارم مثنوی»تقدیم به دوستان عزیزم➡️اگر شماحکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت که «عسی ان تکرهوا شیا و هو خیر لکم»را بخوانید هر لحظه از لحظات  زندگی برای شما فرصتی نوین است و اگر با همۀ وجود به این نکته واقف باشید ،نوع نگاهتان ،نوع نگرانیتان،نوع بینش و منش شما معجزه آسا تغییر می کند تا جایی که هر اتّفاقی ،سفید،خاکستری و حتی سیاه هم برایتان فرصتی جدیدی برای شدن می آفریند با این نگاه و ازاین منظر ازلیت و ابدیت به هم می پیوند و اکنونتان را سرشار از آرامش و شادی می کند.فرصت سوزی ها به فرصت سازی ها مبدّل می گردد . با این دیدگاه از کائنات سرشارید و کائنات هم از شما لبریز است.تنبلی و کسالت رخت بر می بندد ،نشاط و شادابی به شما روی می آورد.
 
مولوی
مولوی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم
 

اندر آن بودیم کان شخص از عسس

راند اندر باغ از خوفی فرس

بود اندر باغ آن صاحب‌جمال

کز غمش این در عنا بد هشت سال

سایهٔ او را نبود امکان دید

هم‌چو عنقا وصف او را می‌شنید

جز یکی لقیه که اول از قضا

بر وی افتاد و شد او را دلربا

بعد از آن چندان که می‌کوشید او

خود مجالش می‌نداد آن تندخو

نه بلا به چاره بودش نه به مال

چشم پر و بی‌طمع بود آن نهال

عاشق هر پیشه‌ای و مطلبی

حق بیالود اول کارش لبی

چون بدان آسیب در جست آمدند

پیش پاشان می‌نهد هر روز بند

چون در افکندش بجست و جوی کار

بعد از آن در بست که کابین بیار

هم بر آن بو می‌تنند و می‌روند

هر دمی راجی و آیس می‌شوند

هر کسی را هست اومید بری

که گشادندش در آن روزی دری

باز در بستندش و آن درپرست

بر همان اومید آتش پا شدست

چون درآمد خوش در آن باغ آن جوان

خود فرو شد پا به گنجش ناگهان

مر عسس را ساخته یزدان سبب

تا ز بیم او دود در باغ شب

بیند آن معشوقه را او با چراغ

طالب انگشتری در جوی باغ

پس قرین می‌کرد از ذوق آن نفس

با ثنای حق دعای آن عسس

که زیان کردم عسس را از گریز

بیست چندان سیم و زر بر وی بریز

از عوانی مر ورا آزاد کن

آنچنان که شادم او را شاد کن

سعد دارش این جهان و آن جهان

از عوانی و سگی‌اش وا رهان

گرچه خوی آن عوان هست ای خدا

که هماره خلق را خواهد بلا

گر خبر آید که شه جرمی نهاد

بر مسلمانان شود او زفت و شاد

ور خبر آید که شه رحمت نمود

از مسلمانان فکند آن را به جود

ماتمی در جان او افتد از آن

صد چنین ادبارها دارد عوان

او عوان را در دعا در می‌کشید

کز عوان او را چنان راحت رسید

بر همه زهر و برو تریاق بود

آن عوان پیوند آن مشتاق بود

✅«پس بد مطلق نباشد در جهان

بد به نسبت باشد این را هم بدان»✅

نکتۀ چهلم «نهاوند»

✅⬅️حسن تعلیل در آیینۀ «همدلی»➡️✅در حالت همدلی «من شاعر» من شخصی یا من رومانتیک با پدیده های طبیعی همراه و همدل می شود و حالات روحی خود را به آن ها تسرّی می دهد.دربسیاری از موارد در آرایۀ حسن تعلیل  شاعر احساسات درونی وعاطفی ؛یعنی لحظۀ روانی خود را در گل ،گیاه،ابر ،چوب،کرباس و...می بیند.1⃣⬅️همدلی با ابر شبگیران اسفندی:«کدامین سوگ می گریاندت ای ابر شبگیران اسفندی»(اخوان) 2⃣⬅️همدلی با گل :کمال الدین اسماعیل اصفهانی ،احساس بی قراری خود را برای معشوق در گل سرخ می بیند:«گل پیرهن دریدۀ خون آلود/از دست رخ تو بر سر چوب کند»3⃣⬅️همدلی با کرباس:«کرباس که می پاره کنی تار از تار/بانگی بکند در آن میان زارازار/آن بانگ چه چیز است ای هشیار/یعنی که جدا مکن مرا یار از یار» 4⃣⬅️همدلی با چوب «تو ناز کنی یار تو ناز/چون ناز دو شد طلاق خیزد/یار است نه چوب مشکن اورا/چون بر شکنی طراق خیزد/این بانگ طراق چوب مارا /دانیم که از فراق خیزد»(مولوی)با استفاده از1) رستاخیز کلمات،دکتر شفیعی کدکنی2)بلاغت تصویر(دکتر محمود فتوحی

«ی »یا« ء »مساله این است.

«ی »یا« ء »مساله این است.
نوشتن کسرۀ اضافه به صورت «ی» نادرست است چون خلاف خصائص ذاتی خط فارسی است. چنانکه اشاره شد ذات یک خط و یا زبان تحول به سمت کوچکتر و کوتاهتر شدن یعنی همان اقتصار و اختصار است. بنابراین کسرۀ اضافه(«ۀ») که در اصل در فارسی میانه «اَگ»(ag-) تلفظ میشده به همین صورت درست است و نوشتن آن به صورت مستقل(ی) خلاف قوانین ذاتی خط فارسی است.
  فرهنگستان زبان فارسی با زبان بیزبانی به اشتباهش اعتراف کرده اما متأسفانه اعلان نکرده تا این رسم الخط غلط را در مدارس و دانشگاهها اصلاح کنند. غرورش را بنازم!!

نکتۀ سی ونهم «نهاوند»

1)ساعت سر خ قلب=ساعت سرخ

«اگر مرگ آن لحظۀ آشناست/که آن ساعت سرخ از تپش باز می ماند»(شاملو)

 

2)گنبد خضرای آسمان=گنبد خضرا

 

«به آهی گنبد خضرا بسوجم»

 

3) پرزاغ مو=پرزاغ

«مرا برف باریده بر پر زاغ»