❎متن با خوانش ما جان می گیرد خوانش مهم ترین عنصر آموزش است(دکتر فریدون اکبری شلدره)❎
این سخن بهانۀ خوبی است برای پرداخت به خوانش و خواندگاری متن،لذّت بردن و التذاذ ادبی ،اصولاً ازگزاره های هنری  باید لذّت برد باید با مطالعۀ آن ها اقناع شد.نیازی به سلّاخی و مثله کردن نیست وحتی بسیاری از آن ها رانباید معنا کرد.«یعنی اگر از مولوی بپرسند که«آینۀ صبوح را ترجمۀ شبانه کن » یعنی چه؟خواهد گفت:«آینۀ صبوح را ترجمۀ شبانه کن»چون هرگونه تغییری در این مصرع برای بیان معنی ،از بین بردن متن و معنی متن است»(ص127،رستاخیز کلمات)یدرک و لا یوصف است.«اگر تمام جوانب اثر هنری را بتوان  با بیانی اثباتی توصیف کرد ،دیگر آن اثر ،اثری هنری نخواهد بود.»(ص69زبان شعر درنثر صوفیه) ادراک بی چگونه ؛یعنی با بهره بودن از عشق و ادراک با چگونه ؛یعنی بی بهرگی از عشق،دکتر شفیعی کدکنی در کتاب یاد شده حکایت عاشقی را می آورد که با آگاهی از لکّۀ سفید در چشم معشوق خود در رودخانه غرق می شود.حکایتی که در سوانح احمد غزالی،حدیقۀ سنایی ومنطق الطیر عطّار هم آمده است.و امّا حکایت:مردی عاشق زنی بود و هرشب به عشق دیدار آن زن از رودخانه ای ژرف وهولناک عبور می کرد این دیدار ها مدّت ها ادامه داشت تا آن که یک شب مرد از زن پرسید که«این لکۀ سفید کوچک در چشم تو از کی پیدا شده است ؟»زن بدو گفت «از وقتی که عشق تو کم شده است .این لکه همیشه در چشم من بود وتو ،به موجب عشق ،آن را نمی دیدی.اکنون به تو توصیه می کنم که امشب از رودخانه عبور نکنی که غرق خواهی شد.آن مرد نپذیرفت و غرق  شد.بنابراین تا وقتی که ما  با تلسکوپ و میکروسکوپ به دنبال  پیدا کردن لکه های سفید و سیاه و خاکستری تجربه های هنری،عرفانی و عشقی هستیم در دریای «با چگونگی و نحوی دانی خود» غرق می شویم.کوتاه سخن آن که به قول استاد عزیز دکتر شفیعی کدکنی«در قلمرو عشق ،ایمان و هنر نوعی نمی دانم و نقطۀ ابهام همیشه باید باشد وگرنه عشق و هنر و ایمان از میان بر می خیزد.»(همان) ارادتمندتان:فلکی