به بهانۀ نکو داشت خیام
✅⬅️فرم در قالب خم،کوزه و کوزه گری➡️✅به بهانۀ نکو داشت خیام،«آفرینش فرم هنری گذشته از استعداد فردی ،چه مایه جان کندن وتمرین و تجربه لازم دارد»(دکتر شفیعی کدکنی) و یا به قول اخوان «اما نمی دانی چه شب هایی سحر کردم بی آن که یک دم مهربان باشند با هم پلک های من»جامی است که عقل آفرین می زندش صد بوسۀ مهر بر جبین می زندش/وین کوزه گر دهر ،چنین جام لطیف/می سازد و باز بر زمین می زندش
خیام
در کارگه کوزه گری رفتم دوش
دیدم دو هزار کوزه گویا وخموش
هریک به زبان حال با من گفتند
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
راهب! خُم باده، پیر دیری بودهست //پیمانه حریف گرمْ سیری بودهست
این مشت گلی که گشته خشت سر خم //میخواره عاقبت به خیری بودهست
این کوزه چو من عاشق و زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که در گردن یاری بوده است//***« روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند//زنهار، کاسۀ سر ما پر شراب کن»(حافظ)که در این جا ایهام لطیف«چرخ»چه زیبا و خوش نشسته است ارادتمند:فلکی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 22:50 توسط نهاوند
|
گروه ادبیات استان همدان به سال 1386 این وب لاگ را طراحی و به علاقه مندان تقدیم نمود .