پاسخ به موارد مندرج در صورت جلسات گروههای آموزشی مناطق و نواحی
به نام خدا
پاسخ به موارد مندرج در صورت جلسه ي گروه کبودرآهنگ مورّخهی 16/09/87
1- کاربرد عبارت مثلی « برو آن جا که عرب نی انداخت » در کجاست ؟
عبارت مثلي «برو آن جا كه عرب ني انداخت » بيشتر در هنگام عصبانيت به كار مي رود به اين معنا كه گاهي اتّفاق مي افتد كه خادمي مخدومش را تهديد كند كه به جاي ديگر خواهد رفت يا فرزندي به علامت قهر از خانه خارج مي شود كه ديگر مراجعت نكند و يا بانويي به منظور اخافه و ارعاب شوهر، او را به جدايي و بازگشت به خانه ي پدري تهديد مي كند. در هر يك از اين ها اگر مخاطب از تحكّمات و يا تهديدات متكلّم خوشش نيايد با تندي و خشونت جواب مي دهد : « برو آن جا كه عرب ني انداخت » كه با عبارت مثلي« برو گم شو و برو هر گز بر نگرد » و مانند اين ها مترادف است .
امّا اين عبارت از آن جا ريشه میگيرد كه در بيابانها خاصّه در صحراهاي عربستان مناطقي وجود دارد كه به واسطه ي نبود قلل و اتلال رفيع امكان تعيين غروب خورشيد به جهت وجود شعاع هايي از نور در مواقع پاياني روز وجود ندارد و تعيين آمدن شب و يا ادامه داشتن روز به سادگي ممكن نبوده و نیست و لذا در اين مكان ها اعراب براي تعيين اين امر ناچار به انداختن نيزه اي به سمت آسمان مي شده اند تا با ديدن انعكاس نور بر روي نيزه در سطوح بالاتر به قطعيّت در خصوص شب شدن و يا باقي ماندن روز حكم كنند حتّي افرادي براي اين كار خاص اجير مي شده اند و امّا اين كار در مكان هايي به دور از آبادي و در مناطقي تقريباً خالي از سكنه و صحاري و بيابان هاي دور انجام مي گرفته است بنابراين منظور از اين عبارت ( برو آن جا كه عرب ني انداخت ) به معناي به جايي برو كه برنگردي ، است .
«سردار سپه چو قدّ مردي افراخت تيغ آخته تا خطّه ي خوزستان تاخت
چه شيخ عرب چه فتنه جويان عجم رفتند به جايي كه عرب ني انداخت » ( اديب نيشابوري )
2- امّا اينكه : «آيا حسين منصور حلّاج ايراني بوده است يا خير ؟ »
حسين بن منصور حلّاج كه در ايران و در بسياري از كتب به غلط « منصور حلّاج» ناميده مي شود ( به نام پدر )، در واقع همان ابو مغيث يا ابوالمغيث عبدالله بن احمد بن ابي طاهر ، حسين بن منصور حلّاج از نامي ترين عارفان وارسته ي ايران است كه به سال 244 هجري در ولايت طور از طوابع بيضاي فارس متولّد شد . پدرش به كار حلّاجي و پنبه فروشي در خوزستان مي زيست و به احتمال قوي فرزند نام حلّاج را از اين باب به خود اختصاص داده است هرچند اقوال مختلف در خصوص نام « حلّاج » وجود دارد. ايشان در دوازده سالگي قرآن را از بر كرد و در شهر واسط به كسب علوم پرداخت سپس به بصره رفت و در مدرسه ي حسن بصري رموز تصوّف را آموخت و از دست عمرو بن عثمان مكّي خرقه پوشيد و رفته رفته در سلك بزرگان عرفا و صوفيه ي عصر خود درآمد. تا اينكه اين سخن معروف او در اقوال افتاد كه : « ان الحق و ليس في جبتي الّا الله ... . »
3- اگر واژهی « سی » قافیه قرار بگیرد حروف قافیه کدام است ؟
در این واژه ، مصوت بلند « ی » حروف قافیه قرار گرفتهاست اگر چه مطابق با هیچ یک از قواعد موجود در کتاب ادبیّات فارسی یک پیش دانشگاهی نمیباشد البته به این موضوع در زیرنویس کتاب ادبیّات یک در همان بخش قافیه اشاره شدهاست . لازم به توضیح است که این امر ؛ یعنی اساس قافیه قرار گرفتن « ی » در تعداد اندکی از اشعار فارسی رایج بودهاست :
با رخ چون مشعله بر در ما کيست آن هر طرفی موج خون ، نيم شبان چيست آن
شجاع غضنفر وصی نبی نهنگ يم قدرت حق علی (مولوی)
4- آیا « نامه » یک تکواژ است یا خیر ؟
« نامه » یک تکواژ است ؛ اگر چه در سابقهی تاریخی این واژه ممکن است بیش از دو تکواژ سازندهی واژه بوده باشد مانند بیشتر واژههای مختوم به « ـه » مثل : خانه ، جامه و ...
( لازم است از کار ارزندهی گروه آموزشی کبودرآهنگ یادکنیم که پس از تشکیل جلسه با ارائهی فرم نظرخواهی و جمعآوری نظرات همکاران در راستای بهتر کردن کیفیّت جلسه اقدام کردهاند . )
ناحیه 2 صورت جلسهی مورّخهی 26/08/ 1387
1- مطلب مذکور در صورت جلسه در خصوص جملهی « میخواهم بروم » یعنی مرکّب بودن این جمله و اینکه « میخواهم » جملهی هسته ( پایه) و « بروم » جملهی وابسته ( پیرو ) صحیح است .
2- جملهی « باید بخوانی » نیز میتواند مرکب از جملهی هسته و وابسته باشد : « باید » جملهی هسته و « بخوانی » جملهی وابسته است . در تأیید این مطلب باید گفت از آن جا که جملات وابسته قابل تأویل به یکی از نقشهای جملهی هسته است در این جمله نیز میتوان به تأویل این گونه عنوان کرد : خواندن شما باید . ( لازم است . )
3- « خداحافظ » در جمله ی «گفت : « خداحافظ » و رفت . » مانند « سلام گفت و رفت. » میباشد پس « خداحافظ » واژه است ؛ چرا که نقش پذیرفته و از نظر ساخت نیز مرکّب محسوب میشود .
با رخ چون مشعله بر در ما کيست آن هر طرفی موج خون ، نيم شبان چيست آن (مولوی)
شجاع غضنفر وصی نبی نهنگ يم قدرت حق علی
ادامه دارد...
( متمنّی است در ردیف اظهار نظر مارا از اندیشههای گهر بارتان محروم نکنید . )
به اطلاع دوستان و رابطان ارجمند میرساند در آتیه عملکرد گروهها مناطق و نواحی را میتوانید از منظر وبلاگ گروه آموزشی زبان و ادبیّات فارسی استان ببینید.www.pah.blogfa.com
گروه ادبیات استان همدان به سال 1386 این وب لاگ را طراحی و به علاقه مندان تقدیم نمود .