صدای پای بهار
![]()
![]()
فراخوان ادبی صدای پای بهار![]()
![]()
![]()
( ویژه دانش آموزان متوسطه قروه درجزین-شعر -متن ادبی و نامه)
آهای هم شاگردی های خوبم!
سلام
با شمام . آره باشما که خط منو می خونین ، همین حالا یا علی بگین وبلند شین .دستتون رو به احترام بهار ، رو سینه تون بذارین .براش از ته دل سلام بدین . آخه این مهمون قشنگ ،
می خواد یه سال پیش ما بمونه . برامون عشق بیاره ؛ شادی بکاره . بعدشم آروم آروم تو دل همه مون بارون دوستی ومحبت بباره .
همه مون می دونیم مهمون حبیب خداست . این مهمون همه چیز رو می دونه . می شه گفت پرونده مون رو خونده . غصّه ها وغم هامون رو می شناسه، صداقتمون رو می دونه، با دل واپسی هامون آشناست ورنگ آرزوهامون رومی فهمه . از شما چه پنهون ، نمی دونم چرا این قدر برا دیدنش بی تابم . وقتی اسمشو می یارم بدنم مور مور می شه .ته دلم خالی می شه .
می خوام بال در بیارم و پرواز کنم. می دونم شاید وقتی این حرفامو می خونین ؛ خندتون بگیره و تو دلتون بگین : چقدر دلت خوشه !تو این هیرو ویری ، تو این همه بدبختی و درد سر، اومدن بهار رو کجای دلم بذارم!؟
ولی یادتون باشه ،مگه من و شما عاشق بهار نبودیم ؟ اگه ما هم مثه همه ی مردم عادی ، بریم تو نخ حساب و کتاب زندگی ، پس کی می مونه برای دل بیچاره مون که تو قفس مونده شعر بگه ، قصّه بسازه . براش لالایی بخونه. اگه من و تو هم ...
اصلاً ولش کن . می دونم الآن چشمات برق می زنه ، یه خورده غیرتی شدی ؛آره درستش هم همینه . آفرین !بلند شو ، قلمت رو بردار وبرا بهاری که با هزارامید و آرزودراه میاد،
یه شعر بگو، نامه ای بنویس ، متنی بخون . ببین به خدا منتظرتونم . بیاین مارو جلوی بهار روسفید کنین . بازم می گم خیلی منتظریم ها . ...
گروه ادبیات استان همدان به سال 1386 این وب لاگ را طراحی و به علاقه مندان تقدیم نمود .