بسم الله الرحمن الرحیم
نگاهی تازه به تصنیف و ترانه
ادبیات ما همواره در گذر تاریخی خویش بار موسیقی را نیز در کنار سایر گونه هاي ادبی به دوش
کشیده شده است . اشعار شاعران گذشته و حال ما ملحون از شیوه هاي دلنواز موسیقیایی بوده، و
جداي از روح دلنشین ادب، عرفان و حقیقت که در جاي جاي غزلیات، مثنوي ها و قصاید شاعران
ما دیده می شود موسیقی، هم در کلام و هم در جان مایه ي این اشعار به وفور یافت می شود و
همیشه به عنوان حقیقتی جدایی ناپذیر در کنار ادبیات ما درخشیده است، و این درخت تناور ادب
از نغمه هاي آن بی بهره نمانده و سیراب گشته است .
هر گاه سخن از تصنیف یا ترانه به میان می آید خواه ناخواه اندیشه ي ما به سمت تصنیف و ترانه
به عنوان یک حقیقت تاریخی در دوران حیات سیاسی و ملی کشور ما کشیده می شود و یادآور
نواهاي شورانگیز، عارف و شیدا .... شاعرانی می شود که در پیدایش حیات ملی و سیاسی این کهن
مرز و بوم خوش درخشیده اند .
و سهم بسزایی در بیداري این ملّت در عصر بیداري داشته اند و یا بیانگر حماسه هایی است که
همواره در کوران حوادث تلخ و شیرین جاري شده و نغمه هاي دل انگیز را بیان می دارد و از پس
آن شاهکارهایی در حوزه ي ادب و هنر این سرزمین پدیدار می گردد که قلم از توصیف آن ناتوان
است .
2
اما جداي از نگاه سنتی و قالبی به تصنیف و ترانه در این تحقیق سعی شده تا این مسئله از دیدگاه
و روزنی جدید نگریسته شود . در این تحقیق تصنیف بویژه ترانه از چند منظر جدید مورد بررسی
قرار می گیرد که به سرفصل این مباحث قبل از بسط و توضیح اشاره می شود .
1. سمبل در تصنیف و ترانه
2. کنایه در تصنیف و ترانه
3. روایی گویی در تصنیف و ترانه
4. مناظره در تصنیف و ترانه
5. اسطوره در تصنیف و ترانه
6. رمز در تصنیف و ترانه
7. دین در تصنیف و ترانه
اینک به اجمال به ذکر این مباحث می پردازیم .
1. سمبل در تصنیف و ترانه :
یکی از ویژگی هاي قابل ذکر در تأثیر گذاري و تأثیرپذیري تصنیف و ترانه از ادبیات ما بویژه
ادبیات سیاسی اجتماعی ما می باشد، که این عرصه تاریخی سهم بسزایی در سروده شدن
تصنیف هاي ما داشته اند، به عنوان مثال هر گاه در جاي جاي این سرزمین جوانان این
سرزمین در مقابل ظلم و استبداد و در مقابل تجاوزات بیگانه سینه سپر نموده و خون
رنگینشان در صفحات تاریخ باقی می ماند، همواره این مقدمه از تصنیف زنده یاد عارف
قزوینی به ذهن شنونده متبادر می گردد .
3
« از خون جوانان وطن لاله دمیده »
بدون اینکه سراینده و شأن نزول تصنیف براي او مهم باشد و یا وقتی که نغمه ي آزادي
از زنده یاد استاد « مرغ سحر » خواهی و آزاد اندیشی بیان می شود ناخواسته تصنیف زیبایی
بهار در ذهن ما نقش می بندد، و یا هرگاه احساسات وطن پرستانه در وجود هر ایرانی متبلور
در وجودمان موج می زند، « اي ایران اي مرز پرگهر » می شود، تصنیف همیشه ماندگار
تصنیفی که با شعر زیباي حسین گل گلاب و آهنگ حماسی مرحوم روح ا... خالقی مزین
گشته است .
2. کنایه در تصنیف و ترانه :
یکی دیگر از مباحث کاربرد کنایه و ضرب المثل در تصنیف ها و ترانه ها می باشد که به
برخی از آنها اشاره می شود .
در ترانه اي از عارف چنین آمده .
« رفیق قافله بین » « شریک دزد نظر کن » به غمزه چشمش زد راه دل سپرد به زلف
« 228 / نورمحمدي / 1378 »
و یا در جاي دیگر از وي چنین آمده :
« گفتن حلوا نمی شود » نام تو گشته ورد زبانم ولی چه سود شیر دهان به
«228 / همان / 1378 »
4
3. روایی گویی در تصنیف و ترانه:
یکی از انواع تصنیف ها تصنیف هاي روایی است که سراینده ي این ترانه ها و تصانیف
علاوه بر جنبه هاي موسیقیایی آن بر زبان شعري و تخیلات قومی و شاعرانه ي آن تأکید
فراوانی دارند .
به نمونه اي از این تصانیف که سروده استاد معین کرمانشاهی است، اشاره می کنیم .
« تصنیف کودکی »
یادم آمد شوق روزگار کودکی مستی بهار کودکی
یادم آمد آن همه صفاي دل که بود خفته در کنار کودکی
رنگ گل جمال دیگر در چمن داشت آسمان جلال دیگر پیش من داشت
شور حال کودکی بر نگردد دریغا قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
به چشم من همه رنگی فریبا بود دل دور از حسد من، شکیبا بود
نه مرا سوز سینه بود نه دلم جاي کینه بود
شور حال کودکی برنگردد دریغا قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
روز و شب دعاي من بوده با خداي من
کز کرم کند حاجتم روا آن چه ماند از عمر من به جا
گیرد و پس دهد به من دمی مستی کودکانه ي مرا
شور حال کودکی برنگردد دریغا قیل و قال کودکی برنگردد دریغا
« 266 / مسعود زرگر/ 1380 »
5
همان گونه که در این تصنیف زیبا دیده می شود علاوه بر شیوه روایت گونه ي تصنیف شاعر
چیره دست آن به جنبه هاي شعري توجه داشته و تصنیف را مانند تابلوي زیبا به تصویر
کشیده است .
4. اسطوره در تصنیف و ترانه :
یکی دیگر از ویژگی هاي تصنیف و ترانه پیدایش اسطوره در ترانه می باشد، که در حقیقت
صور » اسطوره را در قالب ترانه به زبان ساده بیان می شود، دکتر شفیعی کدکنی در کتاب خود
درباره ي اسطوره چنین می گوید : « خیال در شعر فارسی
عامه ي مردم با اساطیر و افسانه ها دلبستگی بیشتري دارند و از آن جایی که همکاري با »
هیأت حاکمه براي ایشان به آن معنی که در مورد طبقه ي روشنفکر و اهل فضل مصداق،
« داشته ، مفهوم نیافته، ایشان پاسداران حقیقی اساطیر بوده اند
« شفیعی کدکنی / چاپ اول / 230 »
چهره هاي اساطیري و تاریخی در اعتقادات مردم مناطق مختلف، مظهر حماسه آفرینی ها و
دلیریها و دلاوریها هستند و از همین بابت مورد ستایش و احترام واقع می شوند، ما در ترانه
هاي ایرانی جلوه هاي متفاوتی از برداشت هاي اساطیري را می بینیم که نماینده همان
برداشت در ادبیات ما می باشند اما به زبان و فرم دیگر، حال به چند نوع نمونه از این موارد
اشاره می کنیم .
1 -اسکندر :
اسکندر مقدونی پسر فیلیپ (فیلوس) مقدونی، گاهی او را با ذوالقرنین یکی می دانند او فاتح
ایران و سرزمین هاي دیگر است . اسکندر که در ادبیات پارسی به آینه اش معروف گشته و
6
آینه ي او در اساطیر مفید غیب نمایی و از لحاظ عرفانی و وسیله ي حل رموز و تجلی گاه
اسرار آفرینش و مشاهده ي جمال مستور جانان بوده است .
حافظ در این باره فرموده است :
آینه ي سکندر جام می است بنگر تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
«85 / یا حقی / 1375 » اما در ترانه چنین آمده
«. سرم درد می کنه صندل بیاورید / حکیم از ملک اسکندر بیاورید »
«44 / مهین دوست / 1380 »
2 – ایوب :
توبه کننده و » ایوب به معنی بازگشت کننده و در سوره ي ص (آیه ي 44 ) یا صفت اواب »
و در قرآن نام او 4 بار آورده شده است. ایوب در ادب و روایات پارسی نماد « بازگرداننده
« . صبر و ایستادگی است
سعدي در این باره فرموده :
« چون شادمانی و غم دنیا مقیم نیست فرعون کامران بود ایوب مبتلا »
«115 / همان / 1375 » : اما در ترانه چنین آمده
وفا دخلی به محبوبی نداره »
جفا هم بیش از این خوبی ندارد
بیا زخم دلم را مرهمی نه
نداره . « ایوبی » که فایز صبر
7
-3 جمشید :
جمشید که در تواریخ و ادبیات از او چنین نقل کرده اند وي که پس از برادرش طهمورث، در
سلسله ي پیشدادیان به جاي او نشست و براي نخستین بار سلاح و شمشیر و کرباس و
ابریشم و رنگ هاي الوان را به کار گرفت و جمشید را پدر و مربی مادي بشر نامیده اند .
عطار در باره ي وي چنین فرموده :
گرچه آب خضر جام جم شد تشنه ي جام جهان افزاي تست
«165 / همان / 1375 »
اما در ترانه چنین آمده :
عزیزان لذت دنیا به ماله اول در عشق دوم در کماله
جوانی که نداره مال دنیا اگر جمشید باشه بی کماله
«61 / ژکوفسکی / 1382 »
-4 فرهاد :
فرهاد نام عاشق افسانه اي شیرین، دختر شاه ارمنستان و رقیب خسرو پرویز بود که در متون
تاریخی اشاره اي به آن نشده . نظامی در خسرو و شیرین ، فرهاد را به عنوان یکی از بهترین
(مثلث هاي عشاق) در ادب فارسی و جهان ماندگار نموده است .
«329 / یا حقی / 1375 »
سعدي در این باره فرموده :
من اول روز دانستم که با شیرین در افتادم
که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم
یا صائب می گوید :
8
از کمر بیرون نیاید تیشه ي فرهاد ما کوه را برداشت از جا ناله و فریاد ما
اما در ترانه چنین آمده :
همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ي ما
کوه ما سینه ي ما ناخن ما تیشه ي ما
بهر یک جرعه ي می منت ساقی نکشیم
اشک ما باده ي ما دیده ي ما شیشه ي ما
« 115 / زرگر / 1380 »
-5 طاووس :
این پرنده در میان سایر پرندگان از جهت ارجمندي و زیبایی مانند اسب است در میان
چارپایان ، پر طاووس بخصوص جنس نر آن، به زیبایی و پاي آن به زشتی معروف است ، با
همه ي زیبایی اورا به فال بد گیرند و شاید سبب آن باشد که اولاً مسبب دخول ابلیس به
بهشت به هنگام فریفتن آدم و حوا دانسته اند به این دلیل که آدم را اغوا نموده نقش ناستوده
در ادب فارسی داشته است .
سنایی در این باره گوید :
خشم و شهوت مارو طاووسند در ترکیب تو نفس را آن پایمرد و دیو را این دستیار
کی توانستی برون آورد آدم را زخُلد گرنبودي راهبر ابلیس را طاووس و مار
(293 / ( یا حقی / 1375
اما در ترانه این گونه آمده است :
در کنار گلبنی خوشرنگ و بو طاووس زیبا
9
پاپر صد رنگ خود مستانه زد چتري فریبا
از غرورش هر چه گویم یک از صدها نگفتم
نکته اي در وصف آن افسونگر رعنا نگفتم
«290 / زرگر / 1380 »
-6 لیلی و مجنون :
لیلی معشوقه ي معروف مجنون که در ادب فارسی مظهر کامل عشق و عشق کل می باشد، در
ادب عرفانی فارسی، لیلی مظهر عشق ربانی و الوهیت و مجنون مظهر روح ناآرام بشري
است .
بدرخشید سحر وي که با خرمن مجنون دل افگارچه کرد « لیلی » برقی از منزل
کجا زدایره ي عشق حسن بیرون است
است « مجنون » زآه « لیلی » سیاه خیمه ي
و ابیاتی دیگر که در ادب فارسی فراوان است .
اما در ترانه چنین آمده است :
شمال باد اگر پیدا نمی شد
دهان غنچه ي گل وا نمی شد
ره می دادن به مجنون « لیلی » اگر
به دنیا این چنین رسوا نمی شد
«21 / ژکوفسکی / 1382 »
-7 یعقوب و یوسف :
10
یوسف پسر حضرت یعقوب از راحیل ، زن محبوب او و برادر تنی بنیامین بود، داستان یوسف
از جمیع جهات بویژه از حیث رابطه ي او با زلیخا به طور وسیعی مورد توجه شاعران و
نویسندگان ادب فارسی قرار گرفته از این دست مضامینی بسیار پیرامون نام یوسف به کار رفته
است .
یعقوب فرزند اسحاق که در ادب فارسی فراق ا و از فرزندش دست مایه ي شاعران و
نویسندگان متفاوت قرار گرفته و در این باره مضامین بکر و بدیعی سروده شده است .
سنایی در این باره می گوید :
دیده ي یعقوب را دیدار یوسف توتیاست سینه ي فرهاد باید تا غم شیرین کشد
یا سعدي در این باره می فرماید :
یکی پرسید از آن گم گشته فرزند که اي روشن روان پیر خردمند
زمصرش بوي پیراهن شنیدي چرا در چاه کنعانش ندیدي
بگفت احوال ما برق جهان است دمی پیدا و دیگر دم نهان است
«463 / یا حقی / 1375 »
اما در ترانه چنین آمده است :
عجب بادي به روي گلشن آمد
که عمر رفته بازم بر تن آمد
گشته روشن « یعقوب » دو چشم کور
از پیراهن آمد « یوسف » که بوي
«62 / ژکوفسکی / 1382 »
11
5. مناظره در تصنیف و ترانه :
یکی از شیوه هاي بدیع در ادب فارسی مناظره است که برمبناي سؤال و جواب قرار دارد و
خاص شعر فارسی می باشد، و قبلاً از آن هم در ادبیات ما سابقه داشته است و از نمونه ي آن
می توان به درخت آسوریک اشاره کرد، به هر حال ایرانیان از جمله اقوامی هستند که به
مناظره علاقه نشان می دادند، از طرف دیگر این شیوه در ادبیات بسیاري ازملل دیده نمی
شود، و اگر هم دیده شود بسیار کم است، پروین اعتصامی از شاعران برجسته ي این مکتب
می باشد، اما در ترانه ها و تصنیف هاي ایرانی این شیوه کم و بیش دیده می شود .
قطعه اي از پروین :
سرو خندید سحر بر گل سرخ که صفاي تو ، به جز یکدم نیست
من یک پایه بماندم صد سال مرگ ، با هستی من توأم نیست
من که آزاد و خوش و سرسبزم پشتم از بار حوادث ، خم نیست
دولت آن است که جاوید بود خانه ي دولت تو ، محکم نیست
گفت ، فکر کم و بسیار مکن سرنوشت همه کس ، با هم نیست
ما بدین یکدم و یک لحظه خوشیم نیست یک گل ، که دمی خرم نیست
« 219 / پروین اعتصامی / 1368 »
اما در ترانه :
سروي و بیدي بر لب جویی گرم سخن بودند
بی خبر از خود هر چه تو گویی چون دل من بودند
12
سرو خود آرا مست و طرب زا بر سر ناز آمد
بید کهن را دید و بگفتا کز تو چه باز آمد
من که تو بینی سرکش و سبزم شاهر گلشن ایجادم
«298 / زرگر / 1381 »
6. رمز در تصنیف و ترانه
رمز در اصطلاح به کار بردن معانی چون : به لب یار به چشم ، یا به ابرو ، یا به دهن یا به دست و
یا زبان اشارت یا نشانه یا علامتی که از آن مطلب ادراك شود و یا چیزي نهفته در میان دو یا چند
کس را گویند رمزدر ادبیات حوزه یی بسیار وسیع دارد که به اساطیر و باورها کشیده می شود اما
در ترانه ساده تر، زیباتر، بیان می شود که در این جا کاربرد رمز را در ترانه هاي باباطاهر که به دو
بیتی مشهور گشته می بینیم .
موآن بحرم که ظرف آمد ستم چو نقطه بر سر حرف آمدستم
به هر الفی الف قدي برآید الف قدم که در الف آمدستم
در این ترانه علاوه بر معنی ظاهري آن واژه هایی چون نقطه ، حرف، بحر، ظرف ، الف، و الف قد
نشانه هایی هستند که مفاهیمی رمزي را بیان می کنند .
7 . دین در تصنیف و ترانه
یکی از ویژگی هاي ترانه هاي ایرانی معنویت ذاتی این آثار است که در کمتر ترانه یی از ممالک
دیگربه چشم می خورد . تصنیف و ترانه علاوه بر ویژگی هاي خاص خودشان، وقتی در قالب
معنویت ایرانی قرار می گیرند، رنگ و بویشان تغییر می کند و ترانه سراي چیره دست با دست
13
مایه ي معنویت ترانه را به جایی می رساند که گاهی مضمون آن ها با اشعار خوب فارسی
برابري می کند .
نمونه ( 1) به قرآنی که خطش ناشماره
به مولایی که تیغش ذوالفقاره
سر از سوداي عشقت برندارم
که تا دین محمد پایداره
«102 / مهین دوست / 1380 »
نمونه ( 2) اول نام خداي پاك گویم
درود آن شه لولاك گویم
«115 / همان / 1380 »
14
فهرست منابع و مآخذ
-1 اعتصامی پروین ، (چاپ / 1368 / تهران) کلیات ، انتشارات مروي
-2 زرگر ، مسعود ، جاودانه ها (چاپ دوم/ 1380 ) تهران ، انتشارات آتنا
-3 ژوکوفسکی والنتین ( 1382 ) ، اشعار عامیانه عصر قاجاري ، تهران ، نشر اساطیر
-4 مهین دوست ، محسن ، ( 1380 ) تاریخ موسیقی ایران ، تهران ، عضو گروه ناشران
-5 نورمحمدي مهدي ، ( 1378 ) عارف قزوینی نغمه سراي ملی – تهران – انتشارات
عبید زاکانی
-6 یا حقی ، محمد جعفر ، ( 1375 ) ، فرهنگ اساطیر ، تهران ، انتشارات سروش