مقدمه:

این تحقیق در مورد بررسی تفاوتهای زبان شناختی دو اثر ادبی مربوط به دو دوره تاریخی متفاوت یعنی قرن چهارم و پنجم و قرن 14 هجری قمری است که در  یک طرف آن بخشی از " سفرنامه" ناصر خسرو قبادیانی و در طرف دیگر قسمتی از کتاب "بیاض سفر" اثر ایرج افشار یزدی( متولد 1304) نویسنده و پژوهشگر معاصر می باشد .

هر دو اثر حاصل گشت و گذار به نقاط مختلف جهان است که با شیوه توصیفی تهیه و تنظیم شده اند سفرنامه شرح سفر هفت ساله مولف آن است که با همه اشتمال بر واژه ها و ترکیبات کهنه ، بسیار ساده و روشن است و نمونه درخشانی از نثر نغز و پر مغز و خالی از حشو و پاکیزه فارسی به شمار می رود . در سفرنامه افشار نیز صمیمیت و سادگی بیان با دقت و ژرف بینی و اطلاعات وسیع تاریخی و ادبی در هم آمیخته است .

هر دو نویسنده برخلاف عامه سفر کردگان دروغ نمی بافند و در عوض به توصیف تفصیلی طبیعت پیرامون خود می پردازند لیکن علاوه بر اختلافات زمانی، سفرنامه ناصرخسرو به دلیل پشتوانه غنی علمی ، عرفانی و ادبی نویسنده اش از جایگاه خاصی در ادب فارسی برخوردار می باشد .

در این اثر ابتدا متن قدیمی و سپس متن معاصر ارائه می شود و سپس به دسته بندی تفاوتهای زبان شناختی در بعضی از زیر شاخه های آن پرداخته می شود .

متن ادبی

بیت المقدس

چون مقداری بالا رفتیم صحرایی عظیم در پیش آمد بعضی سنگلاخ و بعضی خاکناک برسرکوه ، شهر بیت المقدس نهاده است ، و از طرابلس – که ساحل است – تا بیت المقدس پنجاه و شش فرسنگ و از بلخ تا بیت المقدس هشتصدو هفتادو شش فرسنگ است .

پنجم رمضان سنه 438 ثمان و ثلاثین و اربعمائه در بیت المقدس شدیم ، یک سال شمسی بود که از خانه بیرون آمده بودیم و مادام در سفر بوده ، که به هیچ جای مقامی و آسایشی تمام نیافته بودیم . بیت المقدس را اهل شام و آن طرف ، قدس گویند . و از اهل آن ولایات کسی که در حج نتوان رفتن در همان موسم به قدس حاضر شود ، و به موقف بایستدو قربانی عید کند چنان که عادت است و سال باشد که زیارت از سبب هزار خلق در اوایل ماه ذی الحجه آنجا حاضر شوند و فرزندان برند و سنت کنند . و از دیار روم و دیگر بقاع ، همه ترسایان و جهودان بسیار آنجا روند و به زیارت کلیسا و کنشت که آنجاست . و کلیسای بزرگ آنجا صفت کرده شود به جای خود . سواد و رستاق بیت المقدس همه کوهستان است ، همه کشاورزی و درخت زیتون و انجیر و غیره تا تمامت بی آب است و نعمتهای فراوان و ارزان باشد و که خدایان باشند که هریک پنجاه هزار من روغن زیتون در چاه ها و حوض ها پرکنند و از آنجا به اطراف عالم برند.وگویند به زمین شام قحط نبوده است ؛ چه شهر بر سر سنگ نهاده است و شهری بزرگ است که آن وقت که دیدیم بیست هزار مرد در وی بودند و در آن شهر صناع بسیارند هر گروهی را رسته ای جدا باشد و جامع آن شرقی است و با روی مشرقی شهر ، باروی جامع است . چون از جامع بگذری ، صحرایی بزرگ است ، عظیم هموار ....

متن معاصر

میان قم و کاشان بیش از یکصد و بیست کیلومتر فاصله نیست . راه مستقیم و خوب و آسفالت شده است . آبادی های کوچک و مزارع سرسبز که در  طرف راست بر لب کویر و در سوی چپ در دامن کوهسار قرار دارد ، مسافر را از یک نواختی راه بیرون می آورد . این شهر جایگاه چهار طبقه از قدیمی ترین آثار تمدن قوم ایرانی و مربوط به هفت هزار سال پیش است . این تمدن ها در دل تپه های « سیلک» مدفون بود . بسی سال بیش از این بیرون آورده شده است . تپه های دیرین در کنار راهی است که از کاشان به قریه معروف فین و باغ باصفای آن و مظهر چشمه سلیمانیه ی رود ، روبه روی این تپه ها جقره منسوب به ابو لولو قرار دارد . بنایی است هشت ضلعی با گنبد و کاشی کاری زیبا .

باغ شاه  فین در یک فرسخی شهر است ، یکی از زیباترین باغ های ایران و بازمانده اند عصر صفوی و دارای بناهای عالی و منقش و طرح و سبک با روحی است . به قول قدمای مولفین مروح است . در حمام همین باغ امیر کبیر ، وزیر مشهور قرن سیزدهم را رگ زدند .خون او بیش از کامرواهایی که گذشتگان در آن داشتند ، بر شهرت باغ افزود . کاشان در دامنه ی کوهساران معروف کرکس قرار دارد و ....

تغییرات دستوری

ساختار جملات مجهول در متن قدیمی بدین صورت است که ابتدا مفعول سپس صفت مفعولی و در پایان است یا اند به دنبال آنها می آید یعنی فعل کمکی "شدن" در این ساختار وجود ندارد

مثلا

-        برسر کوه شهر بیت المقدس نهاده است

-        شهر برسر سنگ نهاده است .

-        و این رواقها کشیده است تا مقصوره

-        و برقبه نوشته است که«هذا محراب زکریا النبی»

-        و مهدعیسی آنجا نهاده است.

-        و همه پشت بامها به ارزیر اندوده باشد.

-        از آنجا به شهر بطلیس رسیدیم ، به دره ای در نهاده بود .

در حالیکه در متن معاصر فعل کمکی « شدن»به ساختار فوق اضافه شده است مثلا:

-        راه مستقیم و خوب آسفالت شده است .

-        بعضی از آنها در مدخل موزه ی ایران باستان به بینندگان عرضه شده است .

-   نیاسر به مناسبت آنکه یکی از آتشگاههای دوره ی ساسانی برکنار چشمه ی معروف آن ده وبربلندی مشرف بدان ساخته شده است .

با توجه به متن قدیمی ترتیب واژگانی در جمله های اسنادی یا ربطی بدین صورت است که ابتدا مسند ، سپس مسندالیه (نهاد) و در پایان فعل اسنادی یا ربطی می آید در حالی که در نثر معاصر ابتدا نهاد (مسند الیه) سپس مسند و در پایان فعل اسنادی یا ربطی قرار می گیرد. برای تائید این مورد جملاتی به عنوان مثال آورده می شود:

-        امیر خراسان ابو سلیمان جعفری بن سلجوقی بود .

-        و حاکم زمان طغرل بیک بود .

-        ورئیس شهر او بود.

در حالیکه در متن حاضر به مواردی مثل ذیل بر می خوریم :

-        قم از نخستین شهرهای ایران است.

-        راه مستقیم و خوب آسفالت شده است .

-        به قول قدمای مولفین مروح است .

در متن قدیمی در صورت های صرفی فعلهای استمراری و گذشته استمراری از نشانه «ی» و «همی» البته در بعضی اوقات ، استفاده می شده است که در متن معاصر اصلا به چشم نمی خورد .

مانند :

-        چنانچه به شب در سراب ها نبستندی

-        و آنجا امیری بود اورا نصر الدوله گفتندی.

-        و شراب پیوسته خوردی

-        سخن به زبان فارسی همی گفت.

در متن قدیمی جملات اکثرا ساده هستند و جملات پیچبیده و مرکب به مقدار کمی در آن بکار برده شده است در حالیکه در متن معاصر جملات پیچیده بیشتری بکار برده شده است هرچند ممکن است که این موضوع یک تفاوت سبکی بین دو نویسنده باشد ولی تفاوت زمانی نیز می تواند در این مهم تاثیر گذار باشد . بعنوان مثال به هر دو مورد در ذیل اشاره می شود :

هرکه به شوق دیدن زیبایی های کویری و لذت بردن از نمودهای طبیعت در بیابان های فراخ از تهران آهنگ کرمان می کند ، در پیمودن راهی به درازای یک هزار کیلومتر می تواند از شهرهای قم ، کاشان .و یزد بگذرد و در همین سفر با شهرهای قدیمی و کوچکتر نطنز و اردستان و نائین و اردکان و رفسنجان که برسر راه است، آشنا شود.

در حالیکه در متن قدیمی جملات بسیار ساده وبه تعداد زیاد یافت می شود مثلا:

جده شهری بزرگ است و باره ای حضین دارد . و براو پنج هزار مرد باشد. برشمال دریانهاده است و بازارهای نیک دارد و قبله مسجد آدینه سوی مشرق است و بیرون از مسجد هیچ عمارت نیست . الا مسجدی که معروف است به مسجد رسول ا... (ص)

تغییر مدلول

با توجه به دگرگونی حتمی و ناگزیر زبان در طول زمان، واژگانی جدید به دامنه لغات آن اضافه واژگانی چند نیز از آن بیرون می روند اما بعضی از واژگان به دلیل ثبات در دال، مدلول تغییرمی کند به عبارت دیگر مصداق آنها ثابت ولی مدلول آن عوض می شود در متن قدیمی چند نمونه از آن مشاهده می شود :

آبگینه  شیشه                             گز  متر

اخرس  آدم گنگ                         لگام  دهنه اسب

بوریا  حصیر                            گرنب  کلم

فقاع  آب جو                            عین  چشمه

کوشک  قصر                          صوف  پشم

منسوخ شدگی

در طول زمان بر اثر دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی و صنعتی ، پدیده هایی از بین می روند در نتیجه پس از چندی واژه هایی که به آنها دلالت می کند نیز از بین می روند مثل :

عراده: آلت جنگی کوچکتر از منجنیق

مسرجه: چراغدان                         مجمر: آتشدان

لباده:بالاپوش دراز                       قصب: جامه ای که از کتاب بافتند

مقصوره: ایوان کوچک                  زوبین: (زوبین)نیزه

تغییر معنایی بعضی حروف اضافه

در فارسی معاصر حروف " به" و " را" معنایی متفاوت از آنچه در گذشته داشته اند پیدا کرده است . به عنوان مثال " به" در متن قدیمی به حرف اضافه با معنی مکانی تبدیل شده است و" را" نیز که عمدتا نشانه ی مفعولی است به معنی "برای" بوده است در جملات زیر، این موضوع به چشم می خورد :

-        روز دوشنبه "به" عرفات بودیم.

-        چون از عرفات بازگشتم دو روز "به" مکه بایستادم.

-        و از آنجا "به" ده روز به مکه رسیدیم .

-        و گویند "به" زمین شام قحط نبوده است .

-        "به" دو فرسنگی شهر چهار دیه است .

-        که "به" هیچ جای مقامی و آسایشی تمام نیافته بودیم .

-        حجره ها ساخته اند مهمانان "را" که آنجا رسند .

-        و روز باشد که پانصدکس آنجا برسند و همه "را" آن ضیافت مهیا باشد .

-        و آنجا چشمه ای است و باغ بساتین و آنگاه فرادیس گویند، خوش مرصع"را"

تغییر معنایی واژگان مستقل

معنای گذشته                                     معنای معاصر

ادویه: داروها                                    ادویه : چاشنی غذا

تربت: گور، مقبر                               تربت: خاک

دلال:راهنمایی کننده                            دلال: واسطه انجام معامله

علت : بیماری                                  علت : دلیل ،مسبب

دلیل : راهنما                                   دلیل : سبب و علت

کبریت: گوگرد                                 کبریت : وسیله آتش زنه

خشت : نیزه کوچک                           خشت: آجر گلی

سور: دیوار                                     سور: ضیافت و مهمانی

شوخ: چرک بدن                               شوخ : خندان و سرحال

 

 

 

قرض گیری زبانی

در قرن چهارم و پنجم به دلیل نفوذ زبان قرآن و برخوردهای زبانی زیاد به دلایل حکومتی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی ، واژگان زیادی از زبان عربی تحت عنوان زبان قشر زیرین وارد زبان فارسی شد.

در حالیکه در دوره معاصر به دلیل قدرت اقتصادی و صنعتی دنیای غرب جهت ورود واژگان از زبان های هند و اروپایی به ویژه اروپایی به زبان فارسی تغییر می کند هرچند که پدیده قرض گیری دو جانبه و دو طرفه است لیکن به دلایل هجمه و غاطبه واژگان عربی و فارسی بیش تر کفه ترازو را به نفع زبان عربی به بالا می برد . فهرست ذیل نمونه ی کوچکی از این واژگان می باشد :

اشجار- عالِم- عالَم – بلاد- حاکم – جامع- مساحت، طول- عرض- ارتفاع ، دایره- عظیم- عمارت- بکر- شمال- جنوب –مقر- طریق – نواب – نعمت- رجوع- فاضل – مغرب – مشرق – خاور – باختر، عصر – جانب- مرضّع- زیارت- مرخّم- تکلّف- عمود- الواح- الوان- غره- سلخ- مسجد- حلال- حرام – زکات- خمس- رکوع-  سجود- صلوه- معاوضه- فوت- حیات- ولایت – استکبار- استبداد- فصیح و....

واژگان قرضی عصر حاضر

آسفالت- کیلومتر – سانتیمتر – میلیمتر- موزه – نمره – استکان و....

منابع

سفرنامه ناصرخسرو ،قبادیانی ، ناصرخسرو، به کوشش نادر وزین پور ، شرکت سهامی کتاب های جیبی 1378.

ادبیات فارسی ( 3) ، ارشاد سرابی، اصغر و همکاران ، شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران« سهامی خاص» 1387.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سها صارمی شهاب

دبیر زبان و ادب فارسی

 

 

 

 

ناحیه دو – شهرستان همدان

 

 

 

 

 

 

 

 

سال تحصیلی 90-89