سلام
دراین دیار ابرها پیوسته گریانند ،بارش ورویش ،مشق های تکراری
این سرزمین اند تو گویی آسمان دهان خود رامی گشاید ودریای را که
پشت ابرها پنهان شده است یک باره بر سر شهر توریستی کوالالامپور
می ریزد حتی اگر چتر هم داشته باشی سرا پا خیس می شوی رعدو
برق های هولناک وباران های که در "عصر معراج پولاد واصطکاک
فلزات " ساختمان های سربه فلک کشیده وبزرگ ترین برج دوقلوی
جهان را شلاق وار می نوازد مرا به یادشعری از اخوان ثالث می
اندازد.
ترکید تندر ترق/ بین جنوب وشرق / زد آذرخشی برق /اکنون دگر باران جرجر بود وضجه ی ناودان ها و........
دوستان عزیز، سلامی سفید به بلندای الوند پر برف و پیر از سرزمینی خیس واستوایی از هزاران کیلو متر فاصله خدمت گزار همیشگی شما " فلکی"
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۹ ساعت 17:58 توسط نهاوند
|
گروه ادبیات استان همدان به سال 1386 این وب لاگ را طراحی و به علاقه مندان تقدیم نمود .