بزرگداشت مولانا

 

         سه سال قبل یعنی سال 2007 مصادف با هشتصدمین سال تولد مولانا بود وبا تصویب سازمان یونسکو در این سال مراسم بزرگداشت وی در کشور های مختلف جهان برگزار شد.

         به‌راستی راز این توجه واقبال جهانی به مولانا در چیست؟ ترجمه‌ی آثار مولانا به زبانهای مختلف دنیا ، فروش 14 میلیونی مثنوی ترجمه ی انگلیسی در آمریکا، ذکر نام مثنوی در کنار کتابهای مقدس ، روی آوردن اندیشمندان و متفکران عالم به افکار مولانا ، استقبال هنرمندان جهان از اشعار او، همه و همه بیانگر واقعیتی است که مولانا وسخنان او نیاز واقعی بشر امروز است.

     بد نیست بدانیم حدود یک ماه پیش در خبری که ایسنا منتشر کرد،100 اثر ماندگار تاریخ ادبیات جهان به انتخاب مطرح‌ترین نویسندگان حال حاضر دنیا نظیر پل آستر، اورهان پاموک، کارلوس فوئنتس و میلان کوندرا معرفی شدند که «مثنوی معنوی» مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، یکی از آنها بود.

            مولانا شخصیتی منحصر به‌فرد است و در ادبیات و عرفان جهان همتایی برای او نمی‌توان جست. اگر غربیان هومر را همتای فردوسی، گوته را همتای حافظ و ویکتور هوگو و لامارتین را همتای سعدی می‌دانند برای مولانا در فرهنگ خود همتایی نمی یابند. سخنان مولوی حدود هشت قرن است که از چشمه‌ی زلال افکار او سرچشمه گرفته و می‌رود تا به قرنهای بعد برسد و عطش معنوی جهانیان را فرو بنشاند. انگار خود مولانا این مسأله را می دانسته و درمثنوی پیش بینی کرده است:

                         هین بدان  که ناطقه جو می کند           تا به قرنی بعد ما آبی رسد 

       راست این است که مولانا به دریای وحی، قرآن، متصل است و آن که به دریا وصل است کم نمی‌آورد. مثنوی او بنا به تأیید بزرگان تفسیر قرآن است و بزرگ‌ترین حماسه‌ی عرفانی جهان . او ناودان نیست که همسایه در جنگ آورد او آسمان است:

آسمان شو ابر شو باران ببار             ناودان بارش کند ناید به کار

آب باران باغ صد رنگ آورد               ناودان همسایه در جنگ آورد

          مولانا برای همه‌ی روزگار بشر حرف دارد سخنان او همیشه تازه است . وسعت دید مولانا آدمی را به اعجاب وا می‌دارد:

                            تو مگو ما را بدان شه بار نیست           با کریمان کارها دشوار نیست

      مولانا انسان را در اندیشه درست جست و جو می کند او اصالت فکر و اندیشه بشر را مایه‌ی سعادت او می‌داند:

                        ای بـــرادر تو همـه انـدیشه ای              مابقی خود استخوان وریشه ای

                       گر گل است اندیشه ات تو گلشنی               ور بود خاری تو هیمه گلخنی

       مولانا خود ناظر جنگهای دینی وفرقه ای زیادی بوده . جهان بینی مولوی در پی آن است که همه افراد بشر را یکسان و در یک جا جمع می‌کند تا در کنار هم زندگی کنند و تفرقه از میان برخیزد واین همان است که مورد نیاز جامعه‌ی جهانی امروز است:                               

                       چون به بیرنگی رسی کان داشتی        موسی و فرعون دارند آشتی      

      مولوی می‌کوشد تا انسان را به حماسه ساز بزرگی تبدیل کند و مثنوی او خود حماسه‌ی پرشکوهی است که در آن انسان با پیروزی بر حرص و آز به آستانه‌ی کمال انسانی نزدیک می شود. در روزگار ما تولستوی نویسنده‌ی شهیر روس سخنی دارد که می‌گوید :«همه می خواهند بشریت را عوض کنند دریغا که هیچ کس نمی خواهد خود را عوض کند» و این همان نظریه است که مولانا قرنها پیش در سطر سطر سخنان خود به هزاران زبان بیان داشته است.

    مولانا زمینه‌ساز افزایش معرفت جهانیان است و توانش بشر امروزی را بالا می‌برد مولانا ما را دعوت به گذر از نامها ورسیدن به معنا می کند:

                          اختلاف خلق از نام اوفتاد               چون به معنا رفت آرام اوفتاد

     عصر ما عصر آگاهی است و به تحقیق هر که آگاه‌تر است تواناتر است و مولانا قرنها پیش به این اشاره کرده است:

                 اقتضای جان چو ای دل آگهی است       هر که آگه تر بود جانش قوی است

                   جان نباشد جز خبــر در آزمــون          هـر که را افزون خبر جانش فزون

          بشریت برای شناخت افکار مولانا به تکاپو افتاده است؛ مولانا مرزهای زمان و مکان را درنوردیده است؛ هندی و ترکی و رومی گرد آمده‌اند تا مولانای پارسی را بشناسند آخر همو بود که همدلی را از همزبانی بهتر می‌دانست. آری همدلان مولانا در سراسر جهان اسرار اورا می جویند پس بر ماست تا بهوش باشیم واز این قافله عقب نمانیم که مولانا به زبان فارسی سخن گفته است.

 قابل توجه : امسال در روز بزرگداشت مولانا باز هم بی برنامگی  دیده می شد.