پاسخ به چند پرسش دستوری
هر چه يك فعل مركب بسازد يك واژه خواهد بود. پس چشم پوشيدن به عنوان اسمي (مصدري) مركب كه فعل مركب ميسازد يك واژه است. هم چشم پوشيدن اسم مركب است هم فعل چشم پوشيده يك واژه به شمار ميرود. عبارتهاي كنايي نيز در شكل اسمي يك واژهي مركب به شمار ميرود. و آنگاه كه به فعل تبديل ميشود (شخص، شمار و زمان ميپذير) باز هم يك واژه محسوب ميشود.
مانند: از صابون به شكم زدن دردي دوا نميشود : صابون به شكم زدن متمم جمله است و يك جايگاه نحوي را اشغال كرده است؛ پس يك واژه است.
بيخود صابون به شكمت نزن : جمله متشكل از فعل و فاعل مستتر (تو) است به عبارت ديگر تكواژ تهي «تو» فاعل جمله است. و بقيه ،فعل مركب كنايي است.
«بيخود» قيد است. ضمير پيوستهي «ت» بعد از شكم مضاف اليه بخش اسمي فعل مركب كنايي است. تمام فعل مركب كنايي يك واژه به شمار ميآيد.
2- ضماير پيوسته (جدا) و صفات پيشين تكواژ هستند ولي نوع آنها فرق دارد. ضماير پيوسته (–َ م . –َ ت . –َ ش : كتابَم ، كتابت ، كتابَش و ...) تكواژ دستوري وابسته هستند.
اما ضماير منفصل : ( من ، تو ، او و ... ) تكواژ دستوري آزاد به شمار ميروند؛ يعني كاربرد مستقل دارند و ميتوانند جايگاه : نهاد ، مفعول ، متمم ، مسند و منادا (نقشهاي اصلي) را اشغال كنند.
صفات پيشين چند گونهاند. برخي مانند صفات اشاره (اين و آن ) تكواژ آزاد دستوري و برخي چون : عجب ، همه ، هيچ و ... تكواژ قاموسي هستند.
3- سرمايه و سرزمين ß ساده به شمار ميروند. قابل تجزيه به اجزا با حفظ همان معني قبلي نيستند. در واژههاي مشتق و مركب ضروري است كه پس از تجزيه نيز معناي اصلي در اسم باقي بماند. براي مثال گلدان پس از تجزيه به گل + دان در بخش اسمي خود تفاوت معنايي نمييابد. گل همان معناي گل را دارد.
پيشوند «سر» امروزه فعال نيست و واژهي جديد نميسازد. اما در گذشته فعّال بوده است و در واژههايي چون: سرزمين ، سرآسياب ، سرچشمه كاربرد داشته است.
قلمرو اسم مركب است. هر چند قلم معناي مجازي دارد و به علاقهي «آليه» يعني نفوذ و قدرت حكومت يا قانون (قانون را با قلم مينويسند) قلم + رو متشكل از اسم + بن فعل . هر دور جزء امروزه فعّال هستند. معني اسم مركب چنين است. آنجا كه قلم حكومت نفوذ دارد يا سرزميني تحت ادارهي قانون خاص.
گروه ادبیات استان همدان به سال 1386 این وب لاگ را طراحی و به علاقه مندان تقدیم نمود .